تبلیغات
وبلاگ شخصی لطیف عبادپور - صلح مال به استثناء منافع آن در مدت معین
چهارشنبه 1 دی 1389  09:10 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 20 دی 1389 11:27 ق.ظ
نوع مطلب: حقوق مدنی ،

       
          انتقال مالی به شرط عمری و یا تعلق منافع آن در مدت معین به مصالح مشمول مالیات درآمد اتفاقی بوده و بر حسب مورد مالیات آن ممکن  است ،بر اساس تبصره ماده ی 120 یا ماده 122 قانون مالیات های مستقیم و به نرخ مقرر در ماده 131 قانون مزبور وصول شود . طبق تبصره ماده ی 120 : « در مورد صلح معوض و هبه ی معوض به استثنای مواردی که مشمول ماده (63) این قانون می باشد درآمد مشمول مالیات موضوع این فصل عبارت خواهد بود از مابه التفاوت ارزش عوضین که بر اساس مقررات این ماده تعیین می شود نسبت به طرف معامله ای که از آن منتفع شده است .» و به موجب ماده ی 122 : «  در مورد صلح مالی که منافع آن مادام‌العمر یا برای مدت معین به مصالح یا شخص ثالث اختصاص داده می‌شود بهای مال به مأخذ جمع ارزش عین و منفعت در تاریخ تعلق منافع، مأخذ مالیات متصالح در تاریخ مزبور خواهد بود». حال برای این که طرفین مشمول مالیات گزاف نشوند آیا مصالح می تواند عین مال را به استثناء منافع مادام العمر مصالح یا منافع مدت معین آن مال به عقد صلح به دیگری منتقل کند. یعنی مالکیت عین به متصالح منتقل شود لیکن مالکیت منفعت مادام الحیات مصالح یا در مدتی که تعیین گشته است در مالکیت مصالح باقی بماند تا از آن بهره مند شود. حق مالکیت یک رابطه ی اعتباری است بین شخص و مال که او را متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات می کند. مالکیت ممکن است اصلی یا تبعی باشد . گاهی رابطه ی اعتباری مستقیم و بی واسطه بین شخص و مال برقرار است ؛ چنان که مالکیت بر زمین ، اتومبیل ، حیوان و .... از این سنخ است و مالکیت اصلی بر آن اطلاق می شود و زمانی بستگی اعتباری بین شخص با مالی با واسطه است و به تبع مالکیت بر یک مال ، بر مالی دیگر مالکیت حاصل می شود و مالکیت تبعی نامیده می شود و می گوئیم : التابع تابع . مالکیت بر منافع ، چنین مالکیتی است . ماده ی 32 قانون مدنی بطور واضح و گویا بر وجود مالکیت تبعی در عالم اعتبار حقوق صحه می گذارد : « تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیرمنقوله که طبعا یا در نتیجه ی عملی حاصل شده باشد ، بالتبع مال مالک اموال مزبور است » ماده 33 آن قانون نیز به تعبیری دیگر دربرگیرنده ی همین مفهوم از مالکیت است : « نماء و محصولی که از زمین حاصل می شود مال مالک زمین است ، چه به خودی خود روئیده باشد یا به واسطه ی عملیات مالک ....» و ماده 34 اضافه می کند :« نتاج حیوانات در ملکیت تابع مادر است و هر کس مالک مادر باشد مالک نتاج آن هم خواهد بود.»
در مالکیت اصلی  ، ریسمانی مال را مستقیم به مالک پیوند می دهد چون ریسمان به سببی قانونی بگسلد رابطه ی اعتباری محو و نابود می  گردد .چنانکه اگر مالک آن را بفروشد رشته ی اتصال پاره می شود . در مالکیت تبعی ، نخست مالکیت اصلی ( رابطه ی اعتباری بین مالک و عین مال) بوجود می آید و چون این نوع مالکیت مسری است فورا بدون نیاز به سببی دیگر به ثمره و منافع نیز سرایت می کند . در مالکیت تبعی  ریسمان ارتباط سه نقطه ی اتصال دارد که بواسطه ی آن مالک نخست به عین مال و سپس به منافع وصل می شود . اگر رشته ی اتصال عین مال با منفعت به سببی مثل عقد اجاره بگسلد ؛ رشته ی ارتباط آن با مالک نخواهد گسست. ولی چنانجه ریسمان ارتباط مال و مالک پاره شود ، ارتباط مالک با منفعت مال نیز قطع  خواهد شد : اذا سقط الاصل سقط الفرع .  در صلح مالی به دیگری رابطه ی مالک با عین مال (مالکیت اصلی ) از بین می رود و این قطع ارتباط بر اساس  قاعده ی تابعیت به منافع هم سرایت می کند و دیگر رابطه ی بین او و منافع قابل تصور نیست تا بتوان منافع را در مدت معین از مورد انتقال استثناء کرد و آن را همچنان در مالکیت مصالح نگهداشت . سبب مالکیت مالک عین بر منافع مالکیت اوست به عین مال و چون این ارتباط زایل شود ارتباط دومین ( مالکیت تبعی ) نیز تبعا و خود به خود زایل خواهد شد و شرط استثناء منافع از مورد انتقال سببی نیست که بتواند مالکیت مصالح را بر منافع بدون مالکیت بر عین همچنان حفظ کند . بنابراین صحیح آن است که در این گونه موارد به شرط نتیجه منافع مادام العمر یا مدت معین  را برای مصالح قرارداد . چون متصالح به محض این که قبول صلح مال می کند طبق قاعده تبعیت وبه مالکیت تبعی مالک منفعت هم می شود و اوست که باید اراده ی خود را بر تملیک مجدد منفعت ولو بصورت شرط نتیجه  ابراز دارد تا مصالح بتواند با سببی مناسب مالک منافع مادام الحیات خود یا مدت تعیین شده شود و از آن بهره مند گردد.  

   


نظرات()   

وبلاگ شخصی لطیف عبادپور