تبلیغات
وبلاگ شخصی لطیف عبادپور - ید امانی کانون سردفتران و تکلیف قانونی و شرعی و اخلاقی این مرجع
سه شنبه 11 آبان 1389  07:16 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 11 آبان 1389 07:49 ب.ظ

دیروز گذری داشتم از وبلاگ همکار دانشمند و فعال و دلسوز و صدیق جناب آقای طباطبائی بافقی سردفتر محترم دفتراسناد رسمی یزد که کارهای سترگی را ایشان و همکاران بزرگوارشان در جامعه سردفتران یزد در حوزه سردفتری تاکنون به نام خود ثبت کرده اند هر معضلی ، مشکلی در این حوزه رخ داده آن ها ساکت ننشسته اند و لااقل با قلم شان به مصاف آمده اند . دیدم زبان به شکوه از تشکیل کانونی در عرض کانون سردفتران و با کمال تعجب با همان عنوان لیکن با پسوند بازنشسته گشوده اند یاد روزی افتادم که  سالها پیش ضرورت تاسیس یک تشکل صنفی برای سردفتران و دفتریاران در کنار کانون سردفتران و نه در عرض آن با یکی از دوستان دست اندرکار و نزدیک به کانون سردفتران مطرح کردم و نوشته ای هم با عنوان ضرورت ایجاد تشکل صنفی سردفتران و دفتریاران نوشتم . نه نوشته ی مزبور در مجله کانون درج شد و نه پاسخی شفاهی از آن دوست شنیدم که قرار بود به گونه ای ولو غیرمستقیم در کانون مطرح شود تا نظر اعضاء هیئت مدیره در این باره آشکار شود . آن دوست نگفت که موضوع را مطرح کرده یا نه و اگر مطرح کرده  عکس العمل دوستان در هیئت مدیره کانون چه بوده است همین که نوشته در مجله درج نشد و پاسخی دریافت نکردم از ناگفته ها پاسخ خویش گرفتم و از آن روز تاکنون دیگر این پیشتهاد را مطرح نساختم تا اینگ در وبلاگ همکار و دوست و استاد عزیزم از تشکیل کانونی در عرض کانون سردفتران مطلع گشتم که می خواهد از امکانات کانونی استفاده کنند که در نتیجه ی بیگاری های سردفتران تحصیل گردیده است . با وجود مطلبی که استاد طباطبائی در وبلاگ خویش در این باره گذاشته اند دیگر روا نیست این شاگرد بیش از این در این باره قلم بدواند و حرف های آن بزرگوار به عنوان حرف دل من نیز عینا با کسب رخصت از حضرتشان در معرض دید همکاران گذاشته می شود :

ید کانون نسبت به سرمایه ما ید امانی است مواظب باشید

اطلاعات رسیده حکایت از آن دارد که اخیر تعدادی بازنشستگان حوزه سردفتری با تشکیل کانونی بنام کانون سردفتران بازنشسته و ثبت آن از ریاست سازمان درخواست ساختمان جهت استقرار نموده اند و کانون سردفتران هم بنا به دستور ویا تحت فشار و اکراه و یا بهر نحو دیگر با اینکار موافقت و شنیده ها حاکی است توافق نامه یا صورتجلسه تحویل و تحول هم آماده امضا گردیده است که جای تاسف و تاثر دارد و باید به سردفتران شاغل بخصوص آنا نکه به دنبال یک بیمه ناقابل سرگردانند تسلیت گفت ..

صرفنظر از اینکه اساسا"ایا ثبت یک موسسه تحت عنوان "کانون سردفتران بازنشسته" با توجه به وجود کانون سردفتران و ایجاد توهم در اذهان صحیح بوده یا خیر؟ و اینکه متصدیان ثبت شرکتها و موسسات که برای تعیین نام تا این حد وسواس بخرج میدهند و در موقع ثبت جوامع سردفتری با ایرادهای مختلف روبرو بوده ایمو هزاران اما و اگرها ....

اولا" کانون سردفتران بموجب قانون و برای اداره امر سردفتران اعم از شاغل و بازنشسته بوجود آمده و وظایف وی اعم تر از اداره امور بازنشستگان است و اهداف کلی کانون برای امور کلان جامعه سردفتری بخصوص سران دفاتر و دفتریاران شاغل که به انجام وظایف حاکمیتی مشغول و نیازهای آنان در اولویت قرار دارند و ارتقا سطح علمی و عملی و رص کردن مقررات و قوانین در حال تصویب و پیگیری امور نزدیک به هشت هزار دفتر فعال و دفاع از حقوق آنان به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردارند و منبع درآمد کانون از همین دفاتر شاغل است نه از ناحیه بازنشستگان...بدیهی است همه ما روزی بازنشسته خواهیم شد و مطالبات بازنشستگان از کانون بعد از سی سال خدمت قابل درک است و احترام به پیشکسوتان و ادای حقوق آنان از وظایف کانون و حتی ما شاغلین یا مشرفین به بازنشستگی است اما هرچیز بجای خود و بدعت گذاری در این امر به صلاح هیچیک از سران دفاتر اعم از شاغل و بازنشسته نخواهد بود

ثانیا"امروز که با رکود بازار و گسترش بی رویه دفاتر در سطح کشور و کاهش شدید کار و نبود هیچگونه کمک مالی دولتی و سازمانی شاهد کسر بودجه و درآمد کانون و افت شدید آن هستیم و از طرفی هنوز سردفتران ما از بیمه مطلوب استفاده نمیکنند و درماندگان این شغل و بدهکاریهای روبه افزایش و عدم امکان استفاده مناسب از صندوق تعاون و وام میسر نیست و هرآن ممکن است کانون سردفتران مجبور به فروش بعضی از ساختمانهای خود نماید چگونه میتوان در مقابل اینگونه درخواستها و یا اقدامات سکوت کرد؟ آنچه در مقابل بدعتها و حق کشیها و نبود امکانات فراخور حال سردفتران (آنهم با آن پرداختهائی که در هیچ قشری از اقشار جامعه اعم از دولتی و غیردولتی دیده نمیشود) سکوت کردیم کافی است > دیگر زمان آنکه هرگونه انتقاد و یا اعتراض ممکن است به دامن قبای فردی از افراد یا مسئول و دولتمداری بربخورد گذشته است باید در مقابل اینگونه بدعت ها و اقداماتی که فردا شاید نتوان جلوی آن را گرفت .. ایستاد و حقایق را بیان کرد...

ثالثا"اگر بدین منوان بگذرد چه معلوم فردا همه گیر نشود؟  فردا انجمن سردفتران جوان پس فردا کانون سردفتران مشرف به بازنشستگیو پسین فردا کانون سردفتران میانسال تاسیس و هریک ادعای ساختمانی و سرمایه ای  از کانون خواهند نمود

بنظر ما سرمایه ما در دستان باکفایت کانون ید امانی است و هیئت مدیره ویا مسئولین سازمان نمیتوانند آنان را با سلایق و نظرات شخصی خود و بدون نظر صاحبان آن مورد استفاده قرار دهند ......

 

بعد نوشت : 1- در همین زمینه مطلبی در وبلاگ جامعه سردفتران استان یزد منتشر شده که توصیه میشود ملاحظه فرمائید


   


نظرات()   

وبلاگ شخصی لطیف عبادپور