تبلیغات
وبلاگ شخصی لطیف عبادپور - روز تولد دخترم زهرا و روز تولد وبلاگم حقوق امروز
یکشنبه 7 شهریور 1389  12:39 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1389 02:00 ق.ظ

فراموش کرده بودم وبلاگ حقوق امروز را پارسال در روز تولد دخترم زهرا یعنی همان روزی که این پاره ی تنم شمع فروزان  نه سالگی را فوت کرد تا به ده سالگی قدم نهد تاسیس کردم . امسال هم که شمع ده او را روشن کردیم تا نسیم حیات یازده سالگی اش آن را خاموش سازد؛ ناخواسته یاد تولد نوزادی یکساله در یکسال پیش در همین روز افتادم . افسوس خوردم که در جشن تولدی بی هیچ گونه تشریفات ( به سبب برخورد با ماه مبارک رمضان و حلول لیالی قدر) که برای  دخترم زهرا تدارک دیده ایم باید شمع نخستین سال وبلاگ حقوق امروز را نیز بر روی کیک تولد دخترم می افروختیم تا وقتی طوفان حیات از لبان لوله گشته او به سوی شمع دهش هجوم می نمود شمع یک حقوق امروز را نیز خاموش می کرد تا قدم به دومین سال حضورش در میان وبلاگ های حقوقی بگذارد. درست در شش شهریور 1388 بود که وبلاگ حقوق امروز را با مطلبی تحت عنوان نقدی بر بند 82 مجموعه بخش نامه های ثبتی تاسیس نمودم . ابراز لطف همکاران از گوشه و کنار و نزدیک و دور مرا در ادامه راهم مصمم نمود. لیکن با این که در ابتدای کار قصد داشتم پس از مدتی ( حداکثر تا یکسال) وبلاگ را به سایت تبدیل کنم خیلی زود دریافتم که اداره ی یک وبلاگ اگر چنین وقت گیر است ؛ برای روی پا نگه داشتن سایت باید اوقاتی چندین برابر اختصاص داد که چنین وقتی را هنوز دارا نیستم ؛ بنا براین ناچار به همین شیوه راه را طی خواهم کرد تا توان وفرصت و توفیق این کار وقت گیر و پرمسئولیت راپیدا کنم . در این مدت یک سال از ابراز نظرات دوستان و همکاران بی نصیب نبودم . همگان تمجید نمودند و تعریف . نظراتی که در برگیرنده ی نقد باشد و بیانگر ایراد به تعداد انگشتان دست هم نمی رسید . انتقاد نابجائی هم داشتم که بی هیچ دخل و تصرفی به نمایش گذاشتم و با این که پاسخ شدیدی را می توانست داشته باشد ؛ پاسخ را نگاشتم ولکن در وبلاگ نگذاشتم تا خود را تمرین دهم که قرار نیست همگان آنچه خوشایند توست بیان کنند و ممکن است کس یا کسانی عقایدی در باره ی تو و قلمت  داشته باشند که ناخوشایند تو باشد و این گاهی ممکن است غیرمنصفانه هم باشد و تو ناگریز و ناگزیر باید سکوت اختیار کنی و این سکوت ممکن است از صدها پاسخ کارگرتر و اثربخش تر باشد . در این روز که برایم خیلی عزیز است لازم می دانم توصیه ای به دختر یازده ساله ام داشته باشم و آن این که هیچ وقت به این فکر نباشد که حقوق بخواند و اگر بر خلاف توصیه ام حقوق خواند حداقل سردفتر نشود که هر چند آن که راه پدر می رود می گویند خلف صالح ولی من خود می گویم پا جای پای من نگذارد و در آینده هر شغلی را که خود خواست برگزیند ولی سردفتری واگذارد چرا؟ پاسخ این چرا را در لابلای نوشته های پدر خواهد یافت . و نیز فرض است بر من در کمال  تواضع و فروتنی بوسه بر دستان همکاران و دوستان عزیزی زنم که در این مدت یک سال درفضای مجازی در کنارم بودند و این صاحب قلم قاصر و ناقص را متحمل بودند که اگر تحمل ا« ها نبود وبلاگ حقوق امروز یکساله نمی شد . و در انتها از همه همکاران ،قضات شریف ، وکلای گرانقدر ، سایر تحصیل کردگان و دانشجویان حقوق تقاضا دارم ضمن این که نظرات خود را در باره ی روش یکساله ی وبلاگ  بیان می کنند ارشادات و راهنمائی های خود را در جهت هرچه پربارشدن وبلاگ در سال آتی نیز ابراز دارند قطعا آن گونه گام خواهیم برداشت که خواسته ی شماست .        

   


نظرات()   

وبلاگ شخصی لطیف عبادپور