تبلیغات
وبلاگ شخصی لطیف عبادپور - شرط اسقاط کافه خیارات به نفع یکی از طرفین عقد
پنجشنبه 24 دی 1388  03:58 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 19 اسفند 1392 12:33 ب.ظ


 

همکار و دوست بسیار عزیزی است از یکی از شهر های آذزبایجان غربی  . هر از چند گاهی یادی از من مسکین می کند . چه عرض کنم من هم به او عادت کرده ام . چون دیر می کند من هم دلتنگ او می شوم . از قضا دیروز فیلم یاد شهر او کرده بود با خود گفتم فردا تلفنکی به او بزنم . مدت هاست که هیچ گونه تماسی نداشته است . می گویند زدل به دل راه هست . می خواستم دست به گوشی تلفن برم که زنگش به صدا در آمد خودش بود .گویا راضی نشده بود من زنگ بزنم و فهمیده بود که چشم براهش هستم . از آب و هوای برفی و بارانی شهرش گفت . از وضعیت نابسامان دفاتر اسناد رسمی و این که می گویند سردفتری از شهر……  به شهرش  می آید و در مسجد رحل اقامت می افکند.  البته نه برای اعتکاف برای کاتب بالعدلی می آید . دفتر ودستکش را نیز می آورد تا کتابت بالعدل کند و ثوابی ببرد .   

اوایل دوران سردفتری ام گذرم به یکی از شهرهای اطراف افتاده بود . لازم شد دوستی راببینم گفتند در فلان بنگاه معاملاتی است رفتم به بنگاه . شخصی را دیدم که پشت میز بنگاهی نشسته بود و با قیافه ی حق به جانب داشت چیزهائی را وارد دفتر بزرگی می کرد درست هم اندازه ی دفتر ثبت ما . تا آن وقت  او را  ندیده بودم وقتی دوستم مرا معرفی کرد گو این که سربازی مافوقش سرزده سروقتش امده باشد با شتابی زایدالوصف به رسم احترام بپاخواست و تعظیم کرد. او مرا اسما می شناخته است و  من او را نمی شناختم . عیان شد کارمند یکی از دفاتر اسناد رسمی شهر مجاور است ، حالا ابلاغ سیار داشتند یا نه من دیگر پی گیر نشدم و نیازی هم نبود زمان قحطی دفتر بود . به قضیه مثبت نگریستم گفتم حالا به جای این که مردم راه بیفتند صد کیلومتر طی طریق کنند تا در شهر مجاور کار ثبتی شان را انجام دهند این ها خطرات کار را پذیرا شده اند و به خدمت مردم این شهر نائل شده اند .

            با ازدیاد تعداد سردفتران زمزمه هائی از این قبیل کارها از گوشه و کنار می رسد . صورت های جدیدی از سردفتری هم ظاهرا ایجاد شده است : سردفتر دفتر به دست ،سردفتر دفتر به دوش ، سردفتر بیکار،  سردفتر کم کار ، سردفتر تک کار  و برای همین بی هیچ تشریفاتی سردفتران روستانشین یا مقیم روستاهای تازه شهر مثل تازه کند خود ما (که تازه گی ها تازه شهر شده است و  از صدقه ی سر معمار ثبت نوین در همان ابتدای شهر شدنش صاحب دو دفتر ناز نازی شد تا 5 نفر در هر کدام مشغول شوند) به مرکز شهرستان کشیده می شوند . یکی از همکاران از سردفتری می گفت که دفتراسناد رسمی سیار ایجاد کرده بود تاکسی تلفنی داشتیم ولی دفترخانه ی تلفنی نه و این هم از آثار خدمت بزرگ همان معمار که نوینش ساخت ثبت را که از این نوین ساختنش فقط اخذ مدرک کاربری رایانه برای من ماند و دیگر چیزی ندیدم حداقل خداوند پدر و پدر بزرگش را بیامرزد که من را وادار کرد که مدرک ICDL بگیرم .

            دوست و همکار عزیز یک سوال داشت ، دردی را گفت و ما به بیراهه رفتیم . می گفت اداره کل …..  می خواهد قطعه زمینی را به دو نفر بالسویه منتقل کند . نماینده ی اداره می خواهد فقط از خریداران اسقاط کافه خیارات بعمل آید و چنین شرطی علیه فروشنده در سند قید نشود . البته انجام خواسته ی اداره ی مزبور منعی ندارد قرارنیست شرط به نفع یا علیه هر دو طرف باشد . ماده ی 448 قانون مدنی  امکان سقوط تمام یا بعضی از خیارات را در ضمن عقد تجویز کرده است . لیکن اسقاط نشدن خیارات فروشنده به معنی وجود خیار یا خیاراتی برای او نیست اگر یکی از جهات مصرح قانونی که علل فسخ می نامیم نبود فروشنده حق فسخ نخواهد داشت تنها موردی که فروشنده از شرط نکردن اسقاط کافه ی خیارات علیه او می تواند بهره ای برد آن است که در ضمن عقد خریداران ملتزم به افعال یا ترک افعال شده باشند و تخلف از شرط فعل کنند و برای فروشنده خیار تخلف از شرط فعل ایجاد شود . البته سایر خیارات هم اگر جهتش موجود باشد برای او حق فسخ ایجاد خواهد کرد لیکن بعید است که در معاملات دولتی چنین امری اتفاق افتد. گفتنی است که عالم اعتبار حقوق تا حد امکان از قواعد طبیعت تبعیت می کند و همانطور که چیزی اگر موجود نباشد سقوطش غیرممکن است اسقاط مالم یجب در عالم اعتبار حقوق نیز صحیح نیست ولی شارع و قانون گذار استثنائا در مواردی چند اسقاط مالم یجب را پذیرفته است و یکی از این موارد همین اسقاط کافه ی خیارات است که می توان آن را بصورت شرط  له یا علیه یکی از طرفین یا هر دو درضمن عقد گنجاند.

 

 

 

 

   


نظرات()   

وبلاگ شخصی لطیف عبادپور