تبلیغات
وبلاگ شخصی لطیف عبادپور - اجاره دادن با وکالت کاشت و داشت و برداشت
سه شنبه 17 آذر 1388  01:30 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 19 اسفند 1392 01:00 ب.ظ


  شخصی سند تمام برگی به دست وارد می شود از گفته هایش عیان می گردد ٰ؛ ششدانگ یک قطعه زمین مزروعی به مساحت شش هکتار را به استناد سند مزبور به مدت پنج سال اجاره کرده و مال الاجاره تمام و کمال پرداخت شده است . متن سند را می بینم وکالت نامه ای است برای کاشت و داشت و برداشت محصولات کشاورزی در مقدار زمین بیان شده که موکلین آن را به ارث برده اند و وکالت به احد از وراث داده اند که بکارد و بدارد و بردارد محصولات کشاورزی را و وارث  مزبور به استناد چنین وکالت نامه ای ، زمین مزروعی موضوع وکالت را به شخص ثالثی که اینک روبروی من نشسته است و بسیار مضطرب هم به نظر می رسد اجاره داده است . وراث یعنی موکلین وکالت نامه متعرضش  شده اند  و برای ارشاد و راهنمائی آمده است . همان کاری که وکلاء مشاوره نام نهاده اند و حق المشاوره بابت آن می گیرند . سند مربوط به اوایل سردفتری ام است زمانی که حق التحریر اسناد وکالت 12000ریال بود و من باید تا آخر عمر جوابگو باشم هرکس با هر مشکلی مواجه می شود مرا باب الحوائج خویش می یابد و به سراغم می آید شاید باور نشود که در رابطه با یک وکالت نامه از سال 1378 یک نفر اقدام به طرح دعوی کرد که الزاما من هم به عنوان سردفتر تنظیم کننده ی سند طرف دعوی بودم مدعی پنج نفر وکیل گرفت و میلیون ها ریال حق الوکاله پرداخت و من هم 12000ریال در سال 1375 حق التحریر برای آن سند گرفته بودم و حال پنج بار به عنوان مدافع سند در پرونده ظاهر می  شدم و در هر پنج بار او محکوم بود . هر بار که محکوم می شد خواسته اش را عوض می کرد و از دری دیگر وارد می شد .  البته در واقع امر کار من بسان کار آن وکیل بود لکن به نفع طرف دیگر پرونده بدون حق الوکاله . پرونده های پنج گانه ی مزبور مدتی نزدیک به هفت سال طول کشید . حال جای شکرش باقی است که همه ی ادعاهای مربوط به سند  سر از  دادگاه در نمی آورد  و الا باید تمام وقت  راهروهای مراجع قضائی را قدم زنان متر می کردیم تا وقت رسیدگی به پرونده ها فرا رسد . مراجعات از قبیل فوق الذکر هم کم نیست ماهانه ده ها مراجعه ی مثل آن  داریم . در حقوق می گویند عمل انسان محترم است ونیز می گویند  اصل بر عدم تبرع است و مزد کار او را باید داد . سردفتر بخش اعظم اوقات روزانه اش صر ف چنین کارهائی می شود و لیکن عمل او نامحترم است و حق گرفتن دیناری ندارد و برای این که استفاده کننده از عمل ، مشغول الذمه ی ما نگردد باید یا از باب  زکات العلم نشره ؛ عمل انجامی را با قصد تقرب الی الله زکات علم ناچیزمان قرار دهیم و یا قصد تبرع نمائیم تا در جهان آخرت از بابت حق الناس مورد سوال فرشتگان درگاه حق تعالی قرار نگیرد . در پاسخ مراجع محترم می گویم حق با موکلین است و وکیل ( احد از وراث ) در امر مادی کاشت و داشت و برداشت وکالت داشته است پس انجام امر حقوقی < اجاره > از او برنیاید . پس بی اختیار زمین مزروعی مورد اشاره را اجاره داده است و اجاره فضولی است و در صورت عدم تنفیذ وراث باطل است . پیشنهاد می کنم که با وراث کنار بیاد چون اقدام قانونی به ضرر اوست و ضرر را دوچندان نکند.

   


نظرات()   

وبلاگ شخصی لطیف عبادپور