تبلیغات
وبلاگ شخصی لطیف عبادپور - اسقاط حق وراثت
دوشنبه 16 آذر 1388  09:18 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 19 اسفند 1392 01:02 ب.ظ



 مبلغ شصت میلیون ریال از پدر گرفته است تا  ره  خویش  گیرد و برود و ادعای ارث و میراث نداشته باشد . به موجب  یک سند عادی اقرار نموده است که تمامی حقوق خود را از جهت وراثت به مبلغ صدر الذکر اخذ نموده و حق بهره مندی از ماترک بعد از فوت پدر نخواهد داشت . او را می شناسم  پدرش قبل از فوت به  من مراجعه کرده  و تقاضا کرده بود خواسته اش را رسما تسجیل کنم تا فرزندش بعد از فوت او مزاحم وراث دیگر نشود و من از پذیرش درخواست وی خودداری کرده بودم و توصیه کرده بودم حتی با سند عادی هم دست به این کار نزند که فرزندش شصت میلیون ریال را به استفاده ی بلاجهت ، خورده ( اکل مال بالباطل ) و باز میراث خوار مشروع او خواهد بود  و گویا راهنمائی های من اثر نداشته است و اینک از بد حادثه پدر چشم از جهان فرو بسته و حرص و آز،  پسر را  یاد توصیه های من به پدر انداخته  و وسوسه شده است تا با حضور در دفترم گفته های مرا از نو بشنود شاید راهی برای ارث بردن بیابد . نصیحت اش می کنم آن گاه که پدر شصت میلیون ریال را پرداخت ، مبلغ کمی نبود هرچند که امروز بعد از فوت او ناچیز شده است . اخلاق حکم می کند که زیر قولش نزند هرچند که الزام حقوقی برایش ایجاد نشده است . او توصیه های اخلاقی مرا به ظاهر می شنود و دفتر را ترک می کند اما چند ماه بعد اگر گذرت به دادگستری بیفتد او را در راهرو خواهی دید که منتظر وقت رسیدگی است تا اذن دخول یابد . تجربه ثابت کرده است وقتی صحبت از پول است گوش یا کر می شود  و یا  دو گوش انسان یکی دری شود برای ورود توصیه های اخلاقی  و آن دگر دروازه ای برای خروج .   مراجعات از این قبیل زیاد است و همیشه در پاسخ گفته ام وراثت بیش از آن که یک حق باشد حکم شارع و قانون گذار است و برای همین نه مورث می تواند در زمان حیات به موجب وصیت یک یا چند تن از وراث را از ارث محروم کند (ماده 837 قانون مدنی ) و نه وراث توانند این حق را از خود ساقط کنند به ویژه که در زمان حیات پدر، اموال در مالکیت او بود و هنوز حقی برای پسر در اموال پدر نبود تا ساقط کند و پس از فوت او نیز ماترک در مالکیت وراث استقرار یافته است و ماترک هیچ رابطه ی اعتباری  با پدر ندارد تا او بتواند هنگامه ی حیات برای زمانه ی ممات تصمیم گیری کند . دیروز او مالک بود و امروز وراث مالکند . پدر در زمان حیات حق همه گونه تصرف و انتفاع داشت ولی برای بعد از فوت خود حق تصرف نسبت به ثلث اموال حین الفوتش را داشت ( بدون نیاز به تنفیذ وراث ) آن هم فقط در قالب وصیت . اسقاط حق وراثت از جانب هریک از وراث ، از مصادیق اسقاط مالم یجب نیز است . اصل بر باطل بودن چنین اسقاطی است هرچند که قانون گذار در مواردی چند اسقاط حق از نوع ما لم یجب را صحیح دانسته است ؛ چنانچه ماده 448 قانون مدنی اشتراط سقوط تمام یا بعضی از خیارات را در ضمن عقد روا دانسته  است .  

   


نظرات()   

وبلاگ شخصی لطیف عبادپور